X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

جورواجور

ادبیات پشت کامیونی

 

لاستیک قلبمو با میخ نگات پنچر   نکن
بوق نزن ژیان
میخورمت

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع 
عشق آمد و گفت: بی سوادم

قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر

شتاب مکن، مقصد خاک است
*
رادیات عشق من ازبهر تو، آمد به جوش 
گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم
*
تو هم قشنگی

کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت
*
سر پایینی برنده 
سر بالایی شرمنده

کاش میشد سرنوشت را از سر نوشت
*
تند رفتن که نشد مردی 
چشم انتظارم که برگردی

یا اقدس 
یا هیچکس

زندگی! نگه دار پیاده میشم
*
ای ماشین با مرام، نشو نامرد با ما

محبت از درخت آموز، که سایه از سر هیزم شکن هم برنمیدارد
*
دریای غم ساحل ندارد

قربون دل غریب پرستت
*
از عشق تو لیلی ........... رفتم زیر تریلی
*
دنبالم نیا اسیر می شی

همه از مرگ می ترسند من از رفیق نامرد

*
دختری از امت عیسی، گرفتارش شدم
یا محمد همتی کن تا مسلمانش کنم
*
در بیابانها اگر صدسال سرگردان شوی
به که اندر خانه ات محتاج نامردان شوی
*
عاقبت در رفتن از مدرسه
نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)